سيد محمد دامادى
499
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
احسان حق قرار گيرد درين حالت تفرقه و پراكندگى به هر صورتى كه باشد از سالك إسقاط شود ، و رسوم و هر چه او را از خداى بازدارد فانى گردد ، و از هر گونه تفرقه حواسّ و هواهاى نفسانى و أغراض شيطانى بيرون آيد . سالك تا همهء اعمال خود را اعمّ از اين كه كسبى باشد و يا نظرى از خود نيندازد و ساقط نكند ، در تفرقه است و اگر همه چيز را از خداى داند در جمع است . بنابراين رؤيت افعال در نظر صوفيان تفرقه است و رؤيت صفات جمع . هجويرى جمع را بر دو گونه دانسته است : يكى را جمع سلامت ، و ديگرى را جمع تكسير خوانده است . « جمع سلامت » آن است كه حق تعالى حافظ بنده شود ، و وى را در گزاردن أعمال ظاهر و مجاهدات به طريق أحسن و أكمل مساعدت فرمايد . و جمع تكسير « آن است كه سالك فانى در حق شود » و اندر حكم واله و مدهوش شود ، و حكمش حكم مجانين شود . و چنان مجموع شود كه حتّى خود را نيز در ميان نبيند . أبو عبد اللّه انصارى چون ساير حالات و مقامات ، آن را بر سه قسم كرده است : اوّل را « جمع علم » ناميده است كه آن اضمحلال هر گونه علوم ظاهرى و شهودى است در علم الهى ، و دوم را « جمع وجود » خوانده كه آن مقام اتّصال است و سوم را « جمع العين » نام نهاده ، و آن فناى هر چيزيست كه بدان بتوان نامى گذاشت در ذات حق و فناى كلّى سالك است در حق . گفتهاند كه جمع و تفرقه هر دو در سلوك لازمست چه جمع بدون تفرقه زندقه است و تفرقه بدون جمع تعطيل . و از اين جهت است كه ابن عربى سالكان را از اين هر دو پرهيز داده است چه سالك اگر در تفرقه بماند به معيّت با خلق و احاطت به امور دنيا دچار شود و از مشاهدهء حق محروم و محجوب ماند ، و اگر در جمع باقى ماند ، از مشاهدهء مظاهر إلهى محجوب و محروم شود و در تعطيل افتد .